تبلیغات
لبیک یا خامنه ای

                                                                   لبیک یا خامنه ای
                                                                                                                      ما استواریم تا ظهور 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان
حمایت
http://www.snn.ir/pic/13910320064_2012161263e.jpg
چالش‌های دولت انگلیس شدت می‌یابد؛

پروژه «استقلال اسكاتلند» كلید خورد: فرصت‌ها و پیامدها

آلكس ساموند (Alex Salmond) رهبر حزب ملی گرای اسكاتلند و نخست وزیر دولت محلی این اقلیم روز جمعه طی یك اجتماع سیاسی، فرهنگی و مردمی در ادینبورو پایتخت اسكاتلند رسما آغاز یك كارزار سیاسی برای...

گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»: آلكس ساموند (Alex Salmond) رهبر حزب ملی گرای اسكاتلند و نخست وزیر دولت محلی این اقلیم روز جمعه 5/3/91 طی یك اجتماع سیاسی، فرهنگی و مردمی در ادینبورو پایتخت اسكاتلند رسما آغاز یك كارزار سیاسی برای كسب «استقلال اسكاتلند» از انگلیس را اعلام نمود. حزب ملی گرا در نظر دارد بدین منظور یك همه پرسی از مردم اسكاتلند در پائیز 2014 (همزمان با هفتصدمین سالگرد جنگ بناكبرن كه در آن نیروهای ملی اسكاتلند بر ارتش انگلیس پیروز شدند) برگزار كند. دولت مركزی در لندن با این تاریخ مخالف است و معتقد است كه همه پرسی باید در اسرع وقت در اسكاتلند برگزار شود.

حزب ملی گرای اسكاتلند از زمان پیروزی در انتخابات پارلمان محلی در سال 2007 ایده استقلال این اقلیم را به تناوب مطرح و زمینه سنجی نمود. نهایتا رهبری این حزب در 20 دی ماه 1390 لایحه استقلال اسكاتلند را برای بررسی به پارلمان محلی ارائه و در 5 بهمن ماه 1390 عزم خود را برای راه اندازی كارزار سیاسی كسب استقلال اعلام كرد. در حال حاضر حزب ملی گرای حاكم در اسكاتلند (با 69 كرسی) با همراهی حزب سبزها (2 كرسی) در مقابل احزاب محلی طرفدار اتحاد با انگلیس (كارگر با 37 كرسی، محافظه كار با 15 كرسی، لیبرال دموكرات با 5 كرسی) اكثریت پارلمانی را در اختیار دارد و نسبت حامیان پارلمانی استقلال 71 در برابر 57 (یا 5/55 درصد) است. در خارج از پارلمان اتحادیه های تجاری، برخی چهره های انفرادی حزب كارگر اقلیم اسكاتلند و طیفی از رسانه ها از ایده استقلال حمایت می كنند. حزب ملی گرای اسكاتلند در صدد است تا قبل از تكمیل روند حقوقی پارلمانی، ایده استقلال را به میان مردم برده و مركزیت لندن را در مقابل كل جامعه اسكاتلند و خواست فراگیر آنها قرار دهد. بدین منظور، این حزب با شعار «آینده اسكاتلند در دستان اسكاتلندی ها» آغاز بزرگترین كارزار سیاسی اجتماعی تاریخ اسكاتلند را برای آماده سازی افكار عمومی در فرآیندی از تعامل مردم و سیاستمداران برای محسوس سازی اهداف استقلال و نهایتا برگزاری یك همه پرسی در 30 ماه آینده (پائیز 2014) با نام «آری به اسكاتلند مستقل»  رسما كلید زد.
 
ظرفیت های اسكاتلند

 اسكاتلند با 5/5 میلیون نفر جمعیت، اقتصادی كاملا صنعتی، ظرفیت های فنی، علمی و تحقیقاتی بالا، منابع نفت و گاز دریای شمال، بزرگترین مركز تجاری و مالی پس از لندن، و ارتباطات خارجی سامان یافته با عمدتا آمریكا، كشورهای اروپای شمالی (نوردیك) و چین بطور بالقوه و بالفعل از بسیاری از كشورهای اروپائی موجود قوی تر بوده و دارای دیرینه استقلال (قبل از پیوستن به بریتانیا در 307 سال پیش) می باشد.

برابر آمار موجود اقتصاد اسكاتلند طی دو سال اخیر با رشد اشتغال زائی و تولید ناخالص داخلی از همه بریتانیا و حوزه یورو جلوتر بوده است. بر خلاف انگلیس كه هزینه های تحصیلی و بهداری بالائی را بر شهروندان خود تحمیل می كند، دولت ملی گرای اسكاتلند نظام بهداشت و درمان را همچنان رایگان نگهداشته و دانشجویان اسكاتلندی نیز از پرداخت شهریه های دانشگاهی معاف هستند. این وضعیت انگیزه زیادی برای اقشار متوسط انگلیسی جهت نقل مكان زندگی به شمال كشور (اسكاتلند) فراهم كرده است. اسكاتلند بعنوان یكی از مراكز اصلی انقلاب صنعتی در اروپا هم اكنون مركز تولید و صادرات منسوجات، موتورهای هواپیما، اتوبوس، رایانه، كشتی، دستگاه های هوانوردی، فن آوری انرژی های تجدید پذیر، دستگاه های الكترونیك و مشروبات الكلی است و از شبكه بانكداری، بیمه، مدیریت و خدمات مالی و ظرفیت دانشگاهی بالائی برخوردار می باشد. اسكاتلند بطور سنتی یكی از طرف های تبادل دانش فنی وزارت نفت ایران در حوزه نفت و گاز بوده است.
 
واكنش عصبی لندن

1- دیوید كامرون نخست وزیر انگلیس در واكنش به مطالبات اسكاتلندی ها و اعلام كارزار كسب استقلال اسكاتلند قول داد تا همه تلاش و توان خود را برای مبارزه جهت حفظ اسكاتلند در چارچوب اتحاد با بریتانیا بكار گیرد. او افزود؛ «در حال حاضر جنگ برای چیزی واقعا گرانسنگ جریان دارد و آن آینده پادشاهی متحده بریتانیا است. دیدگاهم در این خصوص 100 درصد واضح است كه با هر وسیله و امكانی كه در اختیار دارم برای حفظ بریتانیا خواهم جنگید. برای من حفظ پادشاهی متحده بریتانیا (جلوگیری از تجزیه) موضوعی در حد اتخاذ یك سیاست، یك راهبرد و یا محاسبه گری نیست، بلكه اهمیت آن به ذهن و روح و جان همه ما باز می گردد. منطق كلیدی در پس تلاش برای حفظ پادشاهی متحده بریتانیا (United Kingdom of Great Britain) این است كه بریتانیا بعنوان یك كشور واحد قوی تر بوده و از قدرت و نفوذ بیشتری برخوردار است. اسكاتلند هم در درون بریتانیا، مثل سایر اقلیم های انگلیس، ویلز و ایرلند شمالی قوی تر، امن تر، ثروتمندتر و بیطرفانه تر است.» اگر مردم اسكاتلند در همه پرسی به گزینه استقلال رای منفی دهند، دولت مركزی در لندن حاضر است افزایش برخی اختیارات دولت محلی اسكاتلند را در حد امكان بررسی كند.

كامرون  در بهمن ماه 1390 نیز برای گفتگو و متقاعد كردن رهبران ناسیونالیست اسكاتلند به انصراف از ایده استقلال به ادینبورو (پایتخت اقلیم) سفر كرده بود.

2- بطور همزمان مجلس عوام انگلیس نیز در مقابل شروع كارزار سیاسی استقلال اسكاتلند سكوت خود را شكست. كمیته امور اسكاتلند در مجلس عوام در لندن در واكنش به این اقدام حزب ملی گرا اعلام نمود؛ «ما گریزی از این جمع بندی نداریم كه كارزار اعلام شده از سوی دولت با اختیارات محلی در اسكاتلند را جانبدارانه و یك سویه ارزیابی كنیم. دولت اسكاتلند مسول امور بسیاری از نگرانی های روزمره مردم اسكاتلند از جمله بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، حمل و نقل، و امور قضائی است، ولی تصمیم در مورد سایر مسائل (دفاع، سیاست خارجی و حاكمیت ملی) از سوی پارلمان بریتانیا (مجلسین عوام و لردها) اتخاذ می شود.» 

3- حكومت مركزی لندن به اتخاذ صرف مواضع بسنده نكرد و عملا تصمیم خود را برای تدارك و راه اندازی یك كارزار سیاسی متقابل در سطح جامعه اسكاتلند و در دفاع از «بقاء بریتانیا» علنی نمود. كارزار سیاسی لندن قرار است طی یكی دوهفته آینده شروع شود. با توجه به اقبال بیشتر حزب كارگر نسبت به حزب محافظه كار در قلمرو اسكاتلند، آلستر دارلینگ وزیر خزانه داری دولت قبلی كارگر در انگلیس (كه اسكاتلندی تبار است) از سوی لندن ماموریت یافت تا كارزار ضد استقلال طلبی در اقلیم اسكاتلند را هدایت كند. حزب كارگر اسكاتلند هم اكنون از میان 59 نماینده اسكاتلندی در مجلس عوام انگلیس 41 نماینده را به خود اختصاص داده و این در حالی است كه حزب محافظه كار محلی تنها یك نماینده از نواحی مرزی اسكاتلند با انگلیس در مجلس عوام دارد؛ این وضعیت ضعف پایگاه حزب نخست وزیر دیوید كامرون كه به حزب ثروتمندان مشهور است را در اقلیم اسكاتلند نشان می دهد. بر این اساس دیوید كامرون نخست وزیر برای مبارزه علیه تجزیه انگلستان به همكاری دو حزب كارگر (رقیب) و لیبرال دموكرات (ائتلافی) شدیدا نیازمند است.

آلستر دارلینگ تاكنون ملاقات هائی را با چهره های اصلی سه حزب محلی و ضد استقلال كارگر، محافظه كار و لیبرال دموكرات (اقلیت پارلمانی) در ادینبورو ترتیب داده و قرار است كارزار سیاسی حمایت از «پادشاهی متحده بریتانیا» را با حمایت مالی لندن تا پایان خرداد ماه جاری رسما راه اندازی كند. از هم اكنون مشخص است كه مخاطبین اصلی كارزار سیاسی هر دو جریان لندن نشین و استقلال طلب ادینبورو افكار عمومی جامعه اسكاتلند خصوصا اقشار اجتماعی مردد و  بلاتكلیف در مورد ایده استقلال می باشند. آلستر دارلینگ در اولین اظهارنظر رسمی خود مدعی شد كه همه رای دهندگان به دولت حزب ملی گرای SNP در اسكاتلند خواهان جدائی این اقلیم از انگلستان نیستند و اكثریت پارلمانی نشانگر هیچ چیزی نیست. وی افزود؛ ایده استقلال در اسكاتلند تنها 33 درصد حامی دارد و 57 در صد اسكاتلندی ها آن را رد می كنند و تنها 10 درصد مردم مردد و بلاتكلیف هستند.

شایان ذكر است كه در سال گذشته طی گزارشی تحلیلی (با عنوان انگلیس و رشد چالش های داخلی: فرصت های پیش روی ما - 25/8/90) رشد گرایشات استقلال طلبانه و واگرایانه در پادشاهی متحده بریتانیا (خصوصا اسكاتلند) در كنار رشد بحران اقتصادی اجتماعی و بحران جانشینی در نظام فرتوت سلطنتی انگلیس بعنوان مهم ترین چالش های داخلی نظام سیاسی بریتانیا مطرح و ارزیابی شد. از هم اكنون مبارزه برای كسب «استقلال اسكاتلند» در كنار بحران مالی اقتصادی اجتماعی، به یك واقعیت سیاسی محسوس در صحنه داخلی انگلستان تبدیل شده است.

براستی، پی آمدهای تجزیه انگلستان (بریتانیا) برای این كشور، برای اروپا و برای عرصه بین الملل كدام اند؟ و چه فرصت های آشكار و نهانی برای ج.ا.ایران در پی آمد استقلال اسكاتلند از بریتانیا متصور اند؟ و با تجزیه احتمالی بریتانیا در سال 2014 چگونه باید روبرو شد؟
 
راهبرد و تاكتیك های كسب استقلال اسكاتلند

آلكس ساموند رهبر حزب ملی گرای اسكاتلند (SNP) سیاستمداری كاریزمائی و ورزیده است و از نقاط ضعف و قوت حكومت مركزی در لندن كاملا آگاه می باشد. او با هدایت دولت محلی و اكثریت پارلمانی این اقلیم در ادینبورو تحقق استقلال اسكاتلند را در فرآیندی محسوس از تعامل سیاستمداران و افكار عمومی برای تقویت و فراگیر ساختن ایده استقلال، متقاعد كردن آحاد اسكاتلندی ها نسبت به اهداف استقلال طلبی، و تاثیرات مثبت آن بر زندگی عمومی آنها ممكن ارزیابی می كند. كارزار سیاسی اعلام شده از سوی او باید شكاف حمایتی از استقلال را مرحله به مرحله تقلیل داده و تا زمان برگزاری همه پرسی جدائی از لندن (پائیز 2014) آن را به پائین ترین سطح ممكن برساند. این فرآیند می تواند توفیق پروژه استقلال و همه پرسی را تضمین كند. بدین منظور آقای ساموند در صدد است تا در طول 30 ماه آینده امضاء یك میلیون شهروند اسكاتلندی را برای زمینه سازی چنین توفیقی از طریق حضوری و شبكه های به روز اجتماعی در پای اعلامیه استقلال اسكاتلند جمع آوری كند. در صورت توفیق روند جدائی از انگلیس، استقلال اسكاتلند پس از 300 سال به شیوه ای مسالمت آمیز (دومین الگوی تجزیه حقوقی پس از چكسلواكی در اروپا) عینیت می یابد. حزب ملی گرای اسكاتلند بموازات تلاش های حزبی و سیاسی، تعامل مستقیم با مردم و سنجه اجتماعی را با هدف بسیج همگانی و شناسائی نقاط ضعف و قوت جبهه استقلال طلبی و اردوگاه مخالفان لندن نشین در طول 30 ماه آینده پی خواهد گرفت تا به تناسب آنها را ترمیم نموده و یا مورد بهره برداری قرار دهد. راهبرد كارزار سیاسی كسب استقلال از سوی آقای ساموند كه با هزینه ای 2 میلیون پوندی تامین بودجه می شود دو وجه برجسته داخلی و خارجی دارد:

 اول- وجه داخلی:  نظریه اجتماعی استقلال طلبی مقدم بر پروژه سیاسی و حزبی و مقوم آن تعریف می شود. هدف كارزار حزب ملی گرا تقویت ایده استقلال خواهی میان حامیان، جذب تدریجی اقشار مردد، و خنثی سازی مخالفان در فرآیندی 30 ماهه برای كسب توفیق در همه پرسی عمومی است. در این راستا ایده استقلال بطور عام، فارغ از طرح الزامات جزئی آن، همراه با تهییج احساسات عمومی استقلال طلبانه، و مبتنی بر فرهنگ و هویت مستقل اسكاتلندی در حال تشجیع است. همچنین تلاش برای بهبود شاخص های اقتصادی و رفاه اجتماعی، تاكید خاص بر وجوه فرهنگ و هویت اسكاتلندی، عدم تحریك حامیان محلی احزاب محافظه كار و لیبرال دموكرات، جذب عناصر و حامیان حزب محلی كارگر، اغماض در مورد پاره ای اختلافات با حزب سبزها، تاكید بر حاكمیت صوری مقام سلطنت (ملكه) در صورت كسب استقلال، عدم شفافیت در مورد سرنوشت منابع نفت و گاز دریای شمال، و تداوم استفاده از پول واحد (پوند) از جمله تاكتیك های حزب ملی گرای اسكاتلند برای توفیق در این كارزار است.

در عرصه عمومی دو نهاد برجسته جامعه اسكاتلند یعنی «هنرمندان» و «كلیسا» نقش ابزاری مهمی در تسهیل اهداف حزب ملی گرا و ترویج «گفتمان استقلال خواهی» در بین مردم ایفا می كنند. بی دلیل نبود كه پس از سخنرانی روز 5/3/91 آلكس ساموند رهبر حزب ملی گرا و پاتریك هاروی رهبر حزب سبزها برای آغاز كارزار سیاسی كسب استقلال، مهم ترین هنرپیشه های هالیوودی اسكاتلندی تبار از جمله آلن كامینگ، برایان كاكس و مارتین كامپسون در حمایت از استقلال اسكاتلند برای مردم ادینبورو سخنرانی كردند و شون كانری (جیمزباند) برای اجتماع «آری به استقلال» پیام حمایت فرستاد تا علقه های اجتماعی و فرهنگی اسكاتلندی ها را تشجیع و تقویت كنند.  همزمان كلیسای اسكاتلند همسو با اهداف استقلال طلبی ضمن برانگیختن علائق، انگیزه ها و باورهای مردم این اقلیم در برگزاری اجتماعات و نشست های گوناگون مردمی فعال شده است. اتحاد غیرحزبی گروه های مدنی و داوطلب اسكاتلند كه به «آینده اسكاتلند» مشهور است تحت مدیریت كلیسای اسكاتلند خط تقویت ایده استقلال و اصلاحات قانون اساسی در بین اقشار مردم را بطور جدی پی می گیرد.

دوم- وجه خارجی: عملیاتی شدن طرح استقلال اسكاتلند در بستری از تحولات بریتانیائی، اروپائی و بین المللی تعریف و پیگیری می شود. اسكاتلند در سال 1999 دارای پارلمان محلی شد ولی حزب ملی گرای این اقلیم تنها برای اولین بار در سال 2007 و همزمان با اولین موج بحران مالی اقتصادی در انگلیس و اروپا اكثریت پارلمانی را بدست آورد و متعاقبا گفتمان استقلال طلبی را مطرح و تشجیع نمود. ارائه لایحه كسب استقلال به پارلمان و سخنرانی ساموند در بهمن ماه سال گذشته نیز همزمان با موج دوم بحران مالی اقتصادی انگلیس و اروپا (2011) صورت گرفت و از هم اكنون بنظر می رسد كه روند استقلال طلبی و بحران مالی اقتصادی روندهائی عجین شده اند. رهبران ناسیونالیست اسكاتلند بر این باورند كه پی آمدهای بحران مالی اقتصادی انگلیس و واگرائی در اتحادیه اروپائی و یورو بستره مناسبی را برای پیشبرد تدریجی اهداف تاریخی و استقلال طلبانه آنها فراهم می آورد. آنها در این راستا از حمایت های پنهان برخی از دول غربی نیز برخوردارند. همانطور كه جمهوری اسلواك برای جدائی از چكسلواكی (1992) مستظهر به پشتیبانی ژرمن ها (آلمان و اطریش) بود، اسكاتلند نیز بر روی حمایت برخی قدرت های حامی حساب می كند. دولت ملی گرای اسكاتلند از ابتدا چارچوب سیاست خارجی مشخصی را تعریف كرد و ارتباطات خارجی محدودی را نیز سامان داد. تاسیس همزمان سه دفتر امور تجاری و ارتباطاتی اسكاتلند در واشنگتن، بروكسل و پكن از جمله اولین اقداماتی بود كه با درخواست برای عضویت در برخی از مجامع بین المللی از جمله در آژانس بین المللی انرژی اتمی و اجلاس های ادواری ان پی تی در سال 2008 تكمیل شد تا دولت ملی گرای اسكاتلند بتواند دیدگاه های ضد تسلیحات هسته ای خود را مستقل از مواضع لندن به گوش جهانیان برساند. در این رابطه دولت اسكاتلند درخواست هائی را برای كلیه اعضاء از جمله ج.ا.ایران فرستاد، لیكن دولت انگلیس از عملیاتی شدن آن تحت عنوان حق نمایندگی واحد ممانعت بعمل آورد. درحال حاضر هیچ دولت غربی به تحولات اسكاتلند واكنش علنی نشان نمی دهد، لیكن همگی بویژه آمریكا، آلمان، روسیه و كشورهای نوردیك با دقت روند تغییرات سیاسی آغاز شده در بریتانیا را از نزدیك دنبال می كنند. از مهم ترین عوامل خارجی حامی استقلال «لابی اسكاتلندی تبارهای» مقیم آمریكا است كه در بین جامعه تجار، صنعتگران، هنرمندان و سیاستمداران آمریكائی از وجهه بالائی برخوردار است. این جامعه از سوی آمریكائی های ایرلندی تبار كه در حاكمیت آمریكا بویژه درحزب دموكرات دارای پایگاه قوی است حمایت می شود. اگر استقلال اسكاتلند در سال 2014 در روندی فزاینده محقق شود، نقش نافذ این لابی، حمایت های پنهان آمریكا و نتیجتا تغییرات محتمل در روابط واشنگتن - لندن را نباید از نظر دور داشت.
 
همچنین تمایلات پنهان گروهی از كشورهای اروپائی نسبت به استقلال اسكاتلند (تجزیه انگلیس) از جمله اعضاء نوردیك كه با اسكاتلند بلحاظ جغرافیائی و سیاست های منطقه ای احساس همبستگی دارند، گروه آلمان كه از سیاست های انگلیس در خصوص اتحادیه و یورو لطمه دیده اند، و روسیه كه راهبرد اروپائی لندن را مغایر ارتقاء جایگاه بین المللی خود ارزیابی می كند به تناسب محل محاسبه دولت ملی گرای اسكاتلند می باشند. قابل انتظار است كه اسكاتلند تا مرحله مشخصی از كارزار كسب استقلال در طی 30 ماه آینده تمركز اصلی خود را بر بسیج داخلی قرار دهد و از عوامل خارجی تنها برای تسهیل و كسب مشروعیت بین المللی در مراحل پایانی بهره برد.
 
بازی حساس ادینبورو- لندن

از این مرحله به بعد بازی كسب استقلال (اسكاتلند) و تجزیه (بریتانیا) وارد روند شفاف تری می شود و طرفین با «برنامه عمل» معین و در بازه ای 30 ماهه به مصاف هم خواهند رفت. ادینبورو و لندن هنوز در مورد زمان همه پرسی، شرایط و گزینه های همه پرسی و سن واجدین رای دهی به توافق نرسیده اند، ولی این موضوعات سرشت جریان استقلال خواهی و پی آمدهای آن را تغییر نمی دهد. بطور طبیعی نتیجه این فرآیند تقابلی به اسكاتلند و انگلیس محدود نخواهد بود و آثار و پی آمدهای اروپائی و بین المللی قابل تامل و محاسبه ای خواهد داشت. در حال حاضر سیاستمداران در ادینبورو و لندن با وقوف نسبت به این موضوع در حال ساماندهی كارزارهای سیاسی خود در برابر یكدیگرند. حكومت در لندن پذیرفته است كه تمایلات استقلال طلبی در اسكاتلند قوی بوده و در جریان كارزار 30 ماهه حزب ملی گرا تشجیع نیز خواهد شد؛ درعین حال گریزی از برگزاری همه پرسی استقلال نخواهد بود. پیشنهاد لندن برگزاری همه پرسی در اسرع وقت (بدون مهلت 30 ماهه) و مخیر كردن اسكاتلندی ها در انتخاب بین دو گزینه «استقلال» یا «اتحاد با بریتانیا» است. اما حزب ملی گرای اسكاتلند تعیین زمان برگزاری همه پرسی را وظیفه دولت محلی و آن هم در پائیز 2014 می داند و سه گزینه «استقلال» - «اتحاد با بریتانیا» - و «اتحاد همراه با (اختیارات حداكثری) خودمختاری اقتصادی سیاسی» را پیشنهاد می كند.

آلكس ساموند و سایر رهبران ملی گرا معتقدند كه گزینه استقلال رای لازم را در بین مردم اسكاتلند كسب خواهد كرد، ولی مردم را نباید از نظردهی در مورد سایر گزینه ها منع نمود. تاكتیك ساموند قراردادن حكومت لندن در برابر كل جامعه اسكاتلند و نه تنها در مقابل دولت ملی گرا است، تا در صورت كسب رای «آری به استقلال» با دست بازتر در مقابل لندن عمل كند. و در صورت عدم كسب رای استقلال حداقل از یك «خودمختاری سیاسی و اقتصادی حداكثری» در چارچوب بریتانیا به نحوی كه نیازها و تمایلات موجود را پاسخ گوید و عامل انتقال منابع به اسكاتلند باشد برخوردار گردد. حكومت در لندن متقابلا در صدد هدم زمان، گرفتن فرصت بسترسازی اجتماعی، و بسیج افكار عمومی از ملی گرایان است و آثار زیانبار استقلال اسكاتلند را بر اقتصاد و وزنه سیاسی بین المللی انگلستان و همچنین تاثیرات برانگیزنده آن بر اقلیم های ویلز و ایرلند شمالی را مورد محاسبه جدی قرار می دهد. نگرانی عمده حاكمیت لندن از طرح گزینه سوم (اتحاد همراه با اختیارات حداكثری) آن است كه در صورت توافق با این شرط لندن كنترل و تسلط خود را بر نظام مالیاتی اسكاتلند از دست خواهد داد. با توجه به رایگان بودن بهداشت و درمان و آموزش عالی در قلمرو اسكاتلند نظام مالیاتی این اقلیم پائین تر و عادلانه تر از انگلیس خواهد بود و در آن صورت بسیاری از شركت ها و سرمایه داران انگلیسی مركز عملیات خود را از انگلیس به اسكاتلند منتقل خواهند كرد تا از مالیات های كمتر و امتیازات اقتصادی بیشتر بهره مند شوند. نتیجه طبیعی چنین گزینه ای، رونق اقتصادی بیشتر در اسكاتلند به هزینه ركود و افزایش بیكاری بیشتر در انگلیس و سایر مناطق تحت كنترل لندن (ویلز و ایرلند شمالی) خواهد بود. دولت مركزی در لندن چون قادر نیست شرایط اقتصادی و رفاهی مشابهی را برای كل قلمرو خود ایجاد كند با تحمیل هزینه های مازاد بر مردم خود نگران ظهور رقابتی اسكاتلند در آینده است. همچنین لندن و ادینبورو در مورد شرایط سنی رای دهندگان نیز اختلاف نظر دارند؛ در حالی كه حكومت مركزی در لندن حداقل سن 18 سال را برای رای دهندگان متعارف می داند، دولت ملی گرا خواهان آن است كه بدلیل اهمیت تاریخی همه پرسی برای تعیین سرنوشت كشور اسكاتلند حداقل سن رای دهندگان در این مورد خاص 16 سال تمام باشد. هنوز واژگان، شرایط و گزینه های همه پرسی قطعی نشده اند و بایستی موضوع مذاكرات بیشتر بین لندن و ادینبورو قرار گیرند. برآیند تلاقی این دو راهبرد در طول دوسال و نیم آینده گویای بسیاری از واقعیت های صحنه بریتانیا و اروپا خواهد بود. نگاهی به مهم ترین رئوس اعلام كارزار پروژه استقلال اسكاتلند دیدگاه ادینبورو را شفاف تر می سازد :

ساموند نخست وزیر و رهبر حزب ملی گرای اسكاتلند روز 5/3/91 اعلام كرد؛ كارزار سیاسی كه از امروز با نام «آری به اسكاتلند» شروع می كنیم درپی بسیج فوری حمایت مردمی از استقلال اسكاتلند قبل از برگزاری همه پرسی در پائیز 2014 است. این كارزار در پشت سر «حقیقت مشهود» استقلال متحد می شود. از همه مردم می خواهم تا امضاء خود را در پای اعلامیه آری به (استقلال) اسكاتلند قرار دهند. فكر می كنم برای همه بهتر این خواهد بود كه تصمیم مربوط به آینده اسكاتلند را مردم اسكاتلند بگیرند. مستقل بودن به این معنی است كه آینده اسكاتلند در دستان اسكاتلندی ها قرار گیرد. شكی نیست كه ما ظرفیت های زیادی در اسكاتلند داریم و مشعوف از استعداد، منابع و خلاقیت ایم. این فرصت را داریم تا كشورمان را به مكانی بهتر برای زندگی این نسل و نسل های آینده تبدیل كنیم. می توانیم جامعه ای سبزتر (متناسب با استانداردهای محیط زیست)، منصفانه تر و خوشبخت تر بسازیم كه قوی تر و موفق تر از جامعه امروزمان باشد. خواهان اسكاتلندی هستم كه با صدای خود سخن بگوید و مشاركت بی نظیر خود در جهان را محقق كند؛ اسكاتلندی در كنار سایر كشورهای این جزایر (بریتانیا) و كشوری مستقل. ما این كار را از صفر شروع نمی كنیم. پارلمانی داریم كه از ده سال قبل كارش را شروع نموده است. اگر این پارلمان می تواند بر آموزش و پرورش اعمال نظر كند، چرا نتواند بر امور اقتصادی اعمال نظر كند؟ اگر برای اجرای سیاست های بهداشت و درمان مورد اعتماد است، چرا نتواند اسكاتلند را در عرصه خارجی نمایندگی كند؟ اگر می تواند سالمندان را مورد حمایت قرار دهد چرا نتواند از كشور بدور از قبح سلاح های هسته ای حفاظت كند؟ ما خواهان اسكاتلندی مستقل هستم نه بخاطر این كه خود را بهتر از كشور دیگری (انگلیس) می دانیم، بلكه بخاطر این كه بخوبی هر كشور دیگری هستیم. مثل سایر كشورها، آینده ما، منابع ما، و موفقیت های ما باید در دستان خودمان باشد. البته ما مخالفانی داریم كه تعدادشان قلیل است، ولی آنها ثروتمند و قدرتمندند. و بنابراین، برای پیروز شدن و خوب پیروز شدن كل جامعه اسكاتلند را آگاه و با انگیزه خواهیم ساخت. قصدمان این است كه ایده استقلال را از طریق فعالیت اجتماعی به میان مردم ببریم و تا پائیز 2014 امضاء یك میلیون اسكاتلندی را در پای اعلامیه «آری به اسكاتلند» بگیریم. دوستان اگر ما این هدف را محقق كنیم آنگاه اسكاتلند مستقل پیروز خواهد شد.

سپس پاتریك هاروی رهبر حزب سبزهای اسكاتلند در دفاع از استقلال این اقلیم گفت؛ از هم اكنون تا پائیز 2014 هدف ما تضمین حمایت یك میلیون اسكاتلندی از اعلامیه استقلال است و در این راستا از فعال گرائی اجتماعی و شبكه های اجتماعی بهره خواهیم برد. این كارزار را آجر به آجر در دل جامعه اسكاتلند بنا خواهیم كرد. سبزها ناسیونالیست نیستند، اما از دید ما گستره ای از قدرت كه هنوز در دستان لندن است معنائی ندارد. سیاست های ما از قانون اساسی شروع نمی شود و به قانون اساسی هم ختم نمی گردد، بلكه ملهم از نیاز جامعه، اقتصاد و سیاست به تغییر است. با این هدف كه استقلال چیست و جامعه چگونه با استقلال بهتر خواهد شد اقشار مردد را متقاعد خواهیم كرد.

شایان ذكر است كه حزب سبزهای اسكاتلند در عین وحدت نظر با حزب ملی گرا در خصوص كسب استقلال، در مورد موضوعاتی همچون استفاده از منابع محدود نفت و گاز شمال، حمایت غیرقطعی از ناتو، استفاده از پوند و پذیرش زعامت نظام سلطنتی ملكه با آن اختلاف نظر دارد.
 
پی آمدهای استقلال اسكاتلند و تجزیه بریتانیای كبیر

الف - در سطح ملی : ایجاد كشور جدید التاسیس اسكاتلند (چه جمهوری و چه تحت نظام سلطنتی) به معنی تجزیه و شروعی بر پایان انگلستان (بریتانیا) به شكلی كه از جنگ جهانی دوم تاكنون شناخته می شود تلقی خواهد شد؛ 5/5 میلیون نفر از جمعیت 60 میلیونی، یك سوم از قلمرو 240 هزار كیلومتر مربعی، تمامی منابع نفت و گاز دریای شمال، كلیه تاسیسات و پایگاه های هسته ای نظامی و غیر نظامی، و بخش مهمی از صنعت زاینده و پویای انگلستان از آن جدا خواهد شد. مضافا، انگیزه و آتش تهیه ای برای اقلیم های ویلز و ایرلند شمالی جهت جدائی از انگلیس فراهم می گردد و با تضعیف پرستیز و قوام داخلی جامعه انگلیس موجودیت نظام سلطنتی فرتوت آن نیز با سوالات بیشتری مواجه خواهد شد؛ این فرآیند به نوبه خود بحران مالی اقتصادی و اجتماعی این كشور را تشدید خواهد نمود. توجه به اظهارات دیوید كامرون نخست وزیر انگلیس كه جلوگیری از استقلال اسكاتلند را جنگی با همه نیرو و توان توصیف كرد كه با جان و ذهن و روح همه انگلیسی ها ارتباط دارد خود گویای بسیاری از مسائل است.

ب - در سطح اروپا : استقلال اسكاتلند از وزن انگلیس بعنوان یك كشور بزرگ اروپائی (در كنار آلمان و فرانسه) در صحنه اروپائی خواهد كاست و اقتصاد غیر مولد آن را با رقیبی تازه نفس و همجنس (اسكاتلند مستقل) بویژه در زمینه های سنتی بانكداری، بیمه، تجارت، و خدمات مالی روبرو می سازد. بخشی از مناسبات سیاسی و اقتصادی اروپائیان بویژه كشورهای اروپای شمالی، گروه آلمان و روسیه به سمت اسكاتلند جدید التاسیس هدایت می شود و آنها از اهرم اسكاتلند مستقل برای مهار سیاست های اروپائی لندن بهره برداری بیشتری خواهند كرد. رقابت های اروپائی از داخل قاره به داخل جزیره بریتانیا گسترش یافته و كاركرد قدرت راهبردی انگلیس در اروپا را به پائین ترین سطح ممكن از زمان جنگ جهانی دوم تنزل می دهد. در آن صورت، قابل تصور است كه در خوش بینانه ترین حالت انگلیس به كشوری در كنار سایرین در اروپا تبدیل گردد. تاكید دیوید كامرون بر این موضوع كه با حفظ اسكاتلند در پادشاهی متحده اسكاتلندی امن تر و بیطرفانه تر خواهیم داشت، خود ترسیم كننده چشم انداز لندن از تجزیه بریتانیا است. 

ج- در سطح بین المللی : انگلستان تا جنگ جهانی دوم (1945) یك چهارم قلمرو و یك پنجم جمعیت جهان را در كنترل داشت. از جنگ دوم تا سقوط شوروی (1991) میزان تاثیرگذاری آن بر عرصه بین المللی زیر چتر آمریكا به نحو چشمگیری كاهش یافت. در طول 20 سال اخیر (2011-1991) بویژه در پی جنگ های عراق و افغانستان و بروز بحران مالی اقتصادی باز هم از سطح قدرت و نفوذ انگلیس مرحله به مرحله كاسته شده است. امروز انگلیس نه كاملا با اروپا و نه كاملا با آمریكا همراه است. در شرایط صبر و انتظار جهانی، تحقق «استقلال اسكاتلند» می تواند ضربه مهلكی بر نقش و جایگاه بین المللی انگلیس وارد كند و نقطه پایانی بر آن باشد. در شرایطی كه انگلیس در تكاپوی مدیریت اقتصاد بحران زده خود از یك سو و تلاش برای توازن بخشی جدید بین اروپا و آمریكای متغیر است، تجزیه آن همه امیال تاریخی این قوم را بر باد خواهد داد. جایگاه انگلیس در طی دو سال گذشته از اقتصاد پنجم به اقتصاد ششم جهان تنزل یافته و این روند نزولی همچنان ادامه دارد. بی شك جدائی اسكاتلند از انگلیس این روند كاهنده را تشدید خواهد كرد. نقش میانداری انگلیس در عرصه سیاست بین الملل كه منبعث از جایگاه ژئوپلتیك آن بوده مضمحل می گردد و در نتیجه با سست تر شدن پیوندهای دو سوی اقیانوس اطلس (بین اروپا و آمریكا) باید شاهد تحولی جدی در نظام بین الملل باقی مانده از جنگ جهانی دوم بود. در پی آمد آن همچنین باید انتظار كاهش محسوس نقش سنتی انگلیس در منطقه و در پیرامون ایران را داشت. در آن صورت روند بیداری اسلامی با موانع كمتری به راه خود ادامه خواهد داد و انگلیس محروم از منابع نفت و گاز دریای شمال به منابع انرژی خاورمیانه و خلیج فارس وابستگی بیشتری پیدا خواهد كرد. این تحولات به نوبه خود بر سمت گیری های سیاسی بین المللی انگلیس در قبال ایران و منطقه اثر تعیین كننده دارند.
 
ارزیابی

با توجه به روندهای متغیر جاری در داخل انگلیس، اروپا و جهان تغییرات اساسی محتمل در یك افق 3 الی 5 ساله در این كشور اجتناب ناپذیر بنظر می رسند. در نتیجه این تغییرات افول یك بازیگر قدیمی قابل پیش بینی است، گرچه ابعاد آن كاملا شناخته شده نیستند. دولت مركزی در لندن حداكثر تلاش خود را بعمل خواهد آورد تا بر روندهای شروع شده در اسكاتلند و امواج استقلال طلبی در بریتانیا فائق آید و آن را به نفع اهداف راهبردی خود مدیریت نماید. وقایع اتفاقیه در پادشاهی متحده انگلستان برآیند تلاقی نیروهای لندن و ادینبورو برای تحقق اهداف شان را در آینده نشان خواهند داد، اما حتی بدون تحقق استقلال اسكاتلند دولت لندن باید تلاش های مازادی بخرج دهد تا در جایگاه قبلی خود در داخل و خارج باقی بماند. این دل نگرانی ها از هم اكنون مشهودند؛ جرمی براون معاون وزیر خارجه انگلیس از حزب لیبرال دموكرات چندی پیش (در گفتگو با ساندی تایمز) در مورد احتمال نزول جایگاه بین المللی انگلیس قویا هشدار داد:

«انگلیس بدون بازسازی اساسی اقتصادی با افول غیرقابل اجتناب روبرو است و كشورهائی نظیر مكزیك، كره جنوبی و برزیل می توانند طی یك دهه جایگاه آن در نظم سلسله مراتبی جهان را اشغال كنند. خداوند حق ویژه ای برای انگلستان مقرر نكرده تا برای همیشه یكی از ثروتمندترین و با نفوذترین كشورهای جهان باشد. اگر خودمان را با اوضاع (متحول جهان) تطبییق ندهیم نزول مان قطعی است. در حالی كه تغییرات بزرگی در ساختار قدرت جهانی در حال وقوع است باید قدرت رقابتی اقتصاد خود و جایگاه مان بعنوان یك رهبر سیاسی را حفظ كنیم. در حال حاضر انگلیس پس از آمریكا، چین، ژاپن، آلمان و فرانسه ششمین اقتصاد دنیا است، ولی در اثر ركود دچار لنگی شده ایم و تولید ناخالص ملی در آسیا و آمریكای لاتین از ما پیشی می گیرند. اقتصاد چین در هر 8-7 سال 100 درصد رشد می كند و حجم آن در 15 سال آینده دوبرابر شرایط كنونی خواهد شد. انگلیس برای اینكه جایگاه خود را بدست آورد باید اتحادهای سیاسی وسیع تری را ایجاد كند، زیرساخت های قدیمی خود را به روز سازد، از نظر اقتصادی رقابتی باقی بماند، و از تاریخ و فرهنگ كشورهای سریعاً در حال رشد بیاموزد.»
 



[ شنبه 20 خرداد 1391 ] [ 06:14 ب.ظ ] [ ما استواریم ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ


شهادت در رکاب امام خمینی زیباست اما دفاع از ولی فقیه حاضر از آن هم زیباتر است. خون دادن برای امام خمینی زیباست اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای از آن هم زیباتر است.

« شهید سید مرتضی آوینی »

طراح قالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
کمپین اعتراض به جشنوراه یورو ویژن در جمهوری آذربایجان

Get Flash Code

ما استواریم - باشهادت

کد لوگوی ما را در وبلاگ خود قرار دهید
عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir
کلیک کنید

شاخه طوبی

 بیانیه جنبش وبلاگی جلبک ستیز را آزاد کنید سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی Aviny.com ماسون تیوب عمارها َکوه پارس

 دایرکتوری  یوسف زهرا  = اولین و بزرگترین دایرکتوری ارزشی نویسان